رضا سرلک  – 7 سپتامبر 2019

 

فرهنگ برخواسته از هژموني حکومت اسلامي در ايران طي چهل سال، پر از دروغ و تزوير و تظاهر است و پويايي، که لازمه حرکت رو به جلوي جامعه و نهادهاي زيرمجموعه آن است، جاي خود را به رکود و عقب ماندگي داده است. از مهمترين آسيب هاي اجتماعي در کشورهاي اسلام زده ميتوان به ويراني و سپس جايگزيني فرهنگي اشاره کرد که قدرت حاکم با ابزارهاي گوناگوني چون مذهب، ملي گرايي و … اين هژموني فرهنگي اش را پيش ميبرد. جامعه اي آکنده از عناصر توسعه يافته حکومتي و معين در امر فرهنگسازي و جامعه اي مملو از دستگاه هاي دروغ ساز که جز توليد و بازتوليد عناصر غير اخلاقي و غير انساني نميتوان از آن انتظار داشت. جامعه اي تهي از مفهوم انسانيت که حاصل پراتيک حکومتي ست که آگاهي عمومي را سرکوب ميکند و تکامل اجتماعي را در تضاد با منافع خود ميبيند و با کوچکترين اعتراض و انتقادي دستگاه سرکوبش را به صف ميکند. و حاصل، جامعه اي که فقر در آن به يک فرهنگ تبديل شده و تا آنجا پيش رفته که از ثروتمند تا فقيرش دوست دارند دستشان را براي غذايي دراز کنند و آنچه سهمشان شده را متبرک بخوانند! و خاصه در ايران، جامعه اي که خود را فرزند کوروش ميداند و همزمان وارث شيعه نيز هست! جامعه ناسيوناليست زده و جامعه اي دين زده! جامعه اي که داعيه دار شوونيسم مذهبي و شوونيسم ناسيوناليستي است. اين ها اثرات هژموني فرهنگي اسلام سياسي ست که حتي براي کوچکترين اختيار انسان حکم صادر کرده و چاره اي جز انتخاب آنچه صلاح اسلاميت و ايرانيت است را باقي نگذاشته! فرهنگي که والاترين هدفش بسط و گسترش فرومايگيست براي کنترل جامعه اي که از آن ارتزاق ميکند. فرهنگ اسلامي-ايراني!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.