رضا سرلک – 16 فوریه 2020

 

در حیرتم از آیت الهی که از دشمن های یک ملت صحبت میکند در حالی که بر حسب تقدیر و مصلحت! دشمن های آن ملت در راس امورند. قناسه به دست نطق میکنند، اشک تمساح میریزند، تسبیح می چرخانند، پیشانی هاشان داغ حماقت دارد، گردنشان عطر زهرایی دارد و دستانشان آغشته به خون همان ملت است. در بساط حکومتشان، به تأسی از اسلامشان، علی وار میکشند و بسان محمد فریب میدهند. به این کشور و آن کشور مرگ میبندند، صلواتی ختم میکنند و در آخر برای نجات همان ملت دعای ظهور منجی از تهِ چاه میخوانند… نباید حیرت کرد؟ کجای کارمان میلنگد؟

همیشه برایم سوال خواهد بود آیندگان برای این بُرهه از تاریخ چه خواهند نوشت؟ از کاهلی مردمان خواهند نوشت یا از خونریزی آسان جلادان، یا از هردو؟ قبل از هر حکومت، ملت است که باید متفکر و فهیم باشد. قلم، کتاب و مطالعه تنها اسلحه های خطرناک برای هر حکومت دیکتاتور و تمامیت خواه است. خطرناک تر از هر بمب و موشک.

اما تا وقتی مردم یک کشور «سرگرم» باشند، جامعه هنری یک کشور «سرگرم» باشد. اشعار و مطالب، نمایشنامه ها، فیلم نامه ها، طنز پردازی ها و فکاهی ها «سرگرم» باشند؛ آگاهی آن ملت در سطح تاریخ تولد فلان بازیگر و پلی بک خواندن فلان خواننده و مهاجرت فلان ورزشکار باقی خواهد ماند.

فهم و آگاهی سیاسی و اجتماعی را نباید در اقیانوسی وسیع به عمق «چهل و اندی» سانت جستجو کرد، باید به عمق آزاد رهایی از اسارت جهل و دیانت زد. باید غرق شد و دوباره سرازآب بیرون کرد. چشم ها را باید شست / جور دیگر باید دید

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.