حقوق زن در جمهوری اسلامی

به راستی چه مواردی در جمهوری اسلامی به عنوان حقوق زن شمرده میشود؟

با توجه به قوانین جمهوری اسلامی آیا زن ارزش انسانی دارد که بابت این ارزش دارای حقوقی هم باشد؟هر چند که استثمار از دیر باز همیشه در زندگی زن وجود مستقیم داشته طوری که تمام زنان جهان در هر زمان و مکانی که زندگی میکردند کم و بیش ظلم ها و تلخکامیهای استثمار را چشیده اند و همیشه مسئله ای کاملا زیانبار برای جامعه بوده که باعث نزول رشد فرهنگ و اقتصاد شده است.

ما میدانیم که بردگی زن به قدمت تاریخ بشریت هست بنابراین برای رهائی از این بردگی مانند مبارزات دیگر بردگان در تمام طول تاریخ میباشد بنابراین در جمهوری اسلامی همه ما به وضوح میبینیم که زن یعنی جنس دوم و نصف انسان است نه کل انسان که مرد مالکش هست مثل مالک دارائیهایش چون خانه ، ماشین یا زمین کشاورزی اش و از زن اینطور فهمیده که جنس دوم ، ضعیف و بی ارزش است یا فقط با تصمیم گیری و انتخاب پدر یا برادر خانواده میتواند ازدواج کند فرزند بیاورد و از همان اول مهر بردگی و اسارت را بر دوش بکشد.

آنها باید یاد بگیرند و بپذیرند که بخاطر زن بودن موجوداتی فرودست هستند و زندگیشان را افراد ذکور خانواده با پشتیبانی خدا و حکومت مذهبیشان رقم میزنند و باید یاد بگیرند که سهم آنها از زندگی  تحقیر، توهین و بی حرمتی است و نباید پایشان را از گلیمشان درازتر کنند و خواهان یک نفس هوای آزاد و یک زندگی انسانی باشند وگرنه مجازات خواهند شد.

قوانین اسلامی و سنتهائی که هر روز تحت این قوانین ساخته  میشوند ، تعصبات قرون وسطائی را در ذهن مردسالاران جامعه میگنجاند که با کمک مذهب ، خرافات و اعتقادات ضد زن باعث میشوند زندگی، جوانی و رویاهای زنان ، قربانی قوانین و سنتهای مذهبی بشود در واقع زن را پایه کارهای خانه میدانند مثل تولید مثل ، رفع نیازهای جنسی مردان و مسئول بزرگ کردن فرزندان .

در نتیجه همیشه از نظر اقتصادی وابسته به مرد خانه میباشند.از طرفی در مقابل زن ، مرد قرار دارد که جمهوری اسلامی او را جنس نخست ، با ارزش و دارای قدرت میداند که دارای حقوق کامل و تمام انسانی میباشد که تامین کننده معیشت اقتصادی خانواده خود هست.

اسلام و قران در مورد آن اینطور میگوید که زن به عنوان اغواگر و خطرناک جنسی میباشد ، در خود نیروی  تخریب جامعه را دارد که باید تحت کنترل مردان باشد .

در عین حال امیال جنسی در نفس خود خطرناک نیستند چونکه مزه لذتهای بهشتی را به انسان میدهد.

به عقیده من در جمهوری اسلامی مرد هیچگاه زن را از دریچه عشق و مهر انسانی نگاه نمیکند بلکه با نگاهی ابزاری و بهره بری جنسی و فرصت طلبانه میبیند و به راستی که رژیم  زن را به پست ترین مکان در جایگاه ارزشهای انسانی می بیند . در جمهوری اسلامی این مرد است که تاثیر مستقیم بر زن دارد و او هست که تصمیم گیری در زندگی زن دارد در مورد . 1.ازدواج 2.طلاق 3.ارث 4.اشتغال 5.تحصیل

 ازدواج

سن قانونی ازدواج دختران طبق قانون اسلام 9 سال است این یعنی بزرگترین جنایت در حق یک زن است.کاملا مشخص است که دختران بدون هیچ تصمیم گیری تن به ازدواجهای ناخواسته میدهند و مجبورند تا آخر عمر یا مدتی طولانی با آن مرد زندگی کنند بدون هیچ دلبستگی.

در قانون جمهوری اسلامی زن مسلمان ابدا حق ازدواج با مرد غیر مسلمان را ندارد و برای ازدواج با مرد غیر ایرانی یا غیر مسلمان نیز اجازه دولت ضروری است در حالی که مرد در این زمینه دچار محدودیتی نیست و بنا بر قانون اسلامی (قانون مدنی)ماده 1043 ازدواج دختر موکول به اجازه پدر است ولی مرد نیازمند چنین اجازه ای نیست. منشا این گونه قوانین از پیدایش اسلام تا قرن چهارم هجری وضع گردید که متکی به خدا ، قرآن ، حد یث ، شریعت و سنت است و قانون اسلامی زن را نیروی وسوسه انگیز جنسی میداند که ایمان مرد را سست میکند و فقط بدین طریق میتواند مرد را مهار یا کنترل کند و در عین حال رفتار و اخلاقیات زن نباید به هیچ وجه نیرو و قدرت جنسی او را به نمایش بگذارد بخاطر همین سوره نور و آیات 33.34.53 سوره احزاب این نگرش را به روشنی به نمایش میگذارد و بخاطر همین جمهوری اسلامی زنان و مردان را در مدارس ، محل کار، حتی در مساجد یا مراسم مذهبی از هم جدا میکند ومهمترین موضوع در ازدواج در جمهوری اسلامی پرداخت مهریه از طرف مرد به پدر دختر میباشد.

در واقع این  بهائی هست که مرد به زن بابت رابطه جنسی به او میپردازد و حتی در ماده 1085 قانون مدنی اسلام آمده که زن میتواند تا موقعی که مهر از طرف مرد به او داده نشده از ایفای وظایفی (رابطه جنسی)در مقابل شوهر دارد امتنا کند مگر اینکه مهر او حلال باشد یعنی مهریه او پرداخت شده باشد. وقتیکه زن و مرد در این مورد به نتیجه مثبت رسیدند تازه وظایف خانواده پدری زن به پایان میرسد و از این به بعد این حق ، به شوهر آن زن انتقال پیدا میکند.

طلاق

اولین موضوعی که در اسلام یا قانون جمهوری اسلامی پا برجاست ایننست که  در قانون مدنی ماده  1133  آمده مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق بدهد.

مسئله طلاق در قانون جمهوری اسلامی در آیه ی 227.233.236.237.و 241 سوره بقره و آیه های 20.24.65 سوره نساء کاملا توضیح داده شده است که نه تنها حق طلاق به عهده مرد است و حتی مواردش محدود نیست بلکه امکان لغو کردن ویا رجوع مجدد برای مرد بر خلاف میل زن وجود دارد و زنان تقریبا هیچ حق مستقلی در طلاق ندارند.

بنا بر آمار سازمان ملل در سال 1990 در بین کشورهای اسلامی بین سالیان

1988-1984 ، ایران 1987 مورد طلاق داشت. در کل به دلیل قدرت مردان و آسانتر شدن شرایط طلاق برای آنها همچنین مشکلات اقتصادی ، بیکاری ، آوارگی و فشارهای سیاسی و اجتمائی       در واقع طلاقها دو برابر شده

با وجود چنین مشکلاتی که زنان با مردان دارند ،  طلاق کار ساده ای برای زنان نیست تا حدی که مجبورند با گذشتن از مهریه خود که در ایران به اصطلاح (مهرم حلال-جانم آزاد)موسوم میباشد ، رضایت مردان را برای طلاق جلب کند . متاسفانه درایران با توجه به فرهنگ پائین اسلامی ، طلاق یکنوع تابو بشمار می آید و هنگام جدائی نگاها متوجه زنان میگردد گویا خطائی از او سر زده و زن باعث از هم پاشیده شدن کانون خانوادگی شده است. همچنین ارزش و اعتبار اجتماعی زنان بعد از طلاق بویژه اگر صاحب فرزند باشند به شدت پائین میاید و در نگاه بسیاری مردان زنان جدا شده به (جنس دست دومی) بدل میگردند که کمتر مردی حاضر به ازدواج با انها میشود مگر انکه مرد نیز دارای کمبودهائی باشد که نوعی هم ترازی ایجاد گردد. خانواده دختر غالبا از این که دخترشان طلاق گرفته و به خانه پدر و مادر برگردد احساس شرمساری مینمایند . با توجه به مشکلات ازدواج از جمله موارد  اقتصادی ، بیکاری، اعتیاد ، روسپیگری شدید زنان ، فرار دختران از خانواده ، ناامیدی زنان و جوانان و موج مهاجرت آنها به غرب ، ایران روز به روز به سوی ناکامی و اینده ای نگران کننده میرود.

ارث

ارث هم در جمهوری اسلامی مثل موارد دیگر به ضرر زنان میباشد و به نفع مردان  چون جمهوری اسلامی داشتن پسر را نوعی موهبت میدانند که بر داشتن دختر ارجحیت دارد که زن یک سوم و مرد دو سوم حق ارث دارند که در آیه 11 سوره نساء  در مورد ارث اینطور می خوانیم همچنین در اسلام گفته شده که  در شرایط عادی زنی که  شوهر دارد ، هزینه های عادی او با شوهر است  و اگر فرض کنیم  از دارایی هزر کس  یک سوم خرج هزینه های جاری  زندگی و یک سوم خرج هزینه های تفننی و غیر عادی و یک سوم پس انداز میشود زیرا از اموال، یک سوم صرف مخارج  مشترک زندگی میشود و به مسئول آن یعنی مرد سپرده میشود و یک سوم برای خود مرد در نظر گرفته میشود و یک سوم برای زن در نظر گرفته میشود.

 اشتغال

بی گمان در سراسر جهان زن مفهوم آزادی و برابری را در بهترین و جذابترین شکل آن در مرحله انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل جستجومیکند . اهمیت آزادی در انتخاب شغل چنان است که نه فقط اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 1948میلادی در ماده 2 به آن تاکید ورزیده بلکه در مواد 10 یا 11 کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض از زن مصوب سال 1979میلادی برابر با 1358شمسی بدان تصریح شده و بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی به دلایل مختلف زنان از کار بی کار شدند و یا کارهای نیمه وقت و کم در آمد دارند که در دویست و هشتمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1371با تاکید بر نقش زن در خانواده به عنوان شغل اصلی سیاست اشتغال زنان چنین تشریح شد .

با توجه به قداست مقام مادری در تربیت نسل آینده و مدیریت خانه و با عنایت به اهمیت نقش زنان در فرایند رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی ، باید ارزش معنوی و مادی نقش زنان در خانواده و کار آنان در خانه در نظر گرفته شود.

با تکیه بر این برداشت ، مشاغل زیر مناسب تشخیص داده شده.

1.مشاغلی که پرداختن به آن مناسب زنان باشد.

1.مامائی : رشته هائی از پزشکی ، تدریس ، منشی گری ، ماشین نویسی ، آشپزی ، نگهداری از کودکان و سالمندان که در واقع این مشاغل بتوانند از نظر روحی و جسمی متناسب با آنها باشند ولی به استناد ماده 1117 قانون مدنی ، شوهر میتواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد ، منع کند. ولی با توجه به مشکلاتی که در محیط های کار برای زنان وجود دارد باز هم زنان ما فعال هستند و مصمم به این که باید در اقتصاد خانواده و جامعه نقش داشته باشند .

از نظر جمهوری اسلامی مسئله اجبار حجاب زنان یا جدا ساختن زنان از مردان در محیط های کاری،  تحصیلی و غیره هیچ مشکلی نیست و به معنای تحقیر یا انزوای زنان نیست بلکه داشتن حجاب زنان به معنای ارتقای آنان به سطحی بالاتر است  و نیز خانه داری یعنی (جهاد زن)  بنابر پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی خانواده واحد بنیادین و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است و زن در چنین برداشتی ضمن باز یافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسانهای مکتبی خود همرزم مردان در میدانهای فعال زندگی میباشند .

در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیر در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی بالا تر خواهد بود و آمار ایران نشان میدهد که از  یک میلیون و 958هزار نفر کارمندان دولت ، حدود 618 هزار نفر زن هستند و با توجه به آخرین آمارهائی که نشان میدهد زنان ما فقط 86/ 8 درصد از نیروی کار را تشکیل میدهند که با کشورهای صنعتی پیشرفته بسیار فاصله داریم زیرا مثلا در کانادا 1/44 در صد در فرانسه 8/41در صد در نروژ6/44در صد در سوئد 48در صد و پاکستان 3/11در صد است بنابراین حتی از کشورهای جهان سوم یعنی هند و پاکستان سهم زنان در نیروی کار از کشورهای ما بیشتر است.

تحصیل

دقیقا بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی یکی از مهمترین مسئله ای که بر ضد زنان ایران بوجود آمده است ، مشکلاتی در راه تحصیل است از جمله :

1.بر چیدن مدارس مختلط و جدا کردن دختران از پسران در دانشگاها .

2.مسئله حجاب اجباری در دانشگاهها یا مدارس و مقررات سخت اخلاقی اسلامی.

3.ممنوعیت تحصیلات عالی برای زنان در رشته های که با قوانین اسلامی ناسازگار است.

4.انتخاب رشته دانشجویان با توجه به قوانین اسلامی وضع شده.

5.وجود داشتن نیروی بسیج در دانشگاهها.

6.صرف نظر از مسئله عقیدتی و سیاسی.

به طور کلی سیاست آموزشی ایران با روی کار آمدن جمهوری اسلامی چه در سطح مدارس و چه در سطح دانشگاهها بر پایه احجاف به زنان استوار است و همچنان نیز ادامه دارد و با وجود محدودیتهای این چنینی تعداد زنان دانشجو در دوره ده ساله 1366- 1356 تقریبا ثابت ماند ولی زنان در سیاست خانه نشین شدن  مقاومت کردند تا اینکه در دهه 1370با رو به کار آمدن دانشگاههای آزاد میزان تحصیلات عالیه زنان افزایش یافت تا اینکه در سال 1378زنان بیشتری در دانشگاهها قبول شدند حتی در رشته هائی که معمولا مردان تحصیل میکنند.

ما در ایران تعداد معدود زنانی داریم که با توجه به مشکلات اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی  دست از فعالیت بر نداشتند و ادامه تحصیل دادند. زنان تحصیل کرده  و متخصص که نسبت به مردان شغل بالاتر با حقوق بالاتری دارند ولی متاسفانه با تمام امکانات جدید در دانشگاه ها و سیاست های آموزشی کشور همچنین میزان رشد جمعیت و نیازهای آنان و توقعات امروزین از کیفیت تحصیلات، ابدا خوانائی نداشته و هنوز بر الگوی زن چون خانه دار و مادر، و مرد را چون یگانه تامین کننده معاش خانواده استوارکرده  است.

 

نتیجه :

با توجه به توضیحات موارد بالا ازدواج، طلاق، ارث، اشتغال و تحصیل به این نتیجه میرسیم که هیچگونه برابری یا مساواتی بین زن و مرد در جمهوری اسلامی وجود ندارد مگر آپارتاید جنسی چونکه در قرن 2000 جمهوری اسلامی (جمهوری وحشت) چشم از پیشرفت دنیای متمدن و واقعیتهای دنیوی و نیازهای طبیعی انسان که شامل حقوق انسانی یک  زن میباشد،  از نظر اجتمائی یا سیاسی در جامعه بسته و زنان را زیر استثمار جنسی قرار میدهد ، بوئی از عدالت ، انسانیت و مساوات را نبرده که زن را نیمه انسان میداند و جان و تن و روح و روانش را متعلق به مردان میداند.براستی که مذهبیون در قدرت چطور دارند با جنس زنان اینگونه ناعادلانه برخورد میکنند و به هر شکلی که میخواهند تبعیض جنسی قائل میشوند حتی درمسائل شخصی شان مثل پوشش، آرایش و غیره که مجبورند از فرهنگ غلط اسلام و سنتهای عقب مانده جمهوری اسلامی پیروی کند.

تحولات و دگرگونیهای جامعه مثل بحرانهای اجتمائی ، سیاسی، اقتصادی و تنشهائی که مردم مخصوصا قشر زنان گریبانگیرشان هستند را از بین ببرند.

بنظرتان به غیر از جهل و خرافات چه اسم دیگری میتوان بر این اعمال وحشیانه و غیر انسانی گذاشت؟ پس زنان ما باید با قدرت و توان فکری بالای خود  تابوهای جامعه را با کمک انسانهای آگاه ،عدالت جو و مدافعین زنان در جامعه ایران بر کنار کنند تا  زنان بتوانند  آزادانه حق تصمیم گیری و انتخاب داشته باشند ، قدم در راه اجتماع و سیاست بگذارند تا جلوی کشتار احساسات زنان گرفته و حقوقشان رعایت بشود تا زن را به عنوان انسان به  رسمیت بشناسند  و مورد عشق و محبت قرار بگیرند و خود را به چشم یک انسان نگاه کنند این مسئله ای است که ما همگی باید بکوشیم برای آزادی ، از بین بردن زن ستیزی ، مردسالاری ، قوانین  و سنتهائی عقب مانده و ضد انسانی، و کوشش یرای  برابری بین زن و مرد و سرنگونی جمهوری اسلامی.

فرشته ایلکا

وقتی که مذهب حکومت کند قسمت دوم

مراد شیخی

در حکومت های مذهبی قانون خدا و حاکمیت مطلق خدا است. در این نوع از حکومتها هرگز نمی توان قوانین مذهب را مثلا با ایده های سوسیا لیستی ، د مو کراتیک و دیگر ایده های انسانی آشتی داد.چنین اتفاقی غیر ممکن است.

در حکومت های مذهبی حق انتخاب  و آزادی بیان ممنوع است و اختناق سرکوب و جایگزین میگردد.از نگاه رهبران دینی مردم بایستی بی چون و چرا، و کورکورانه از قوانین شرعی اطاعت نمایند و حتی شک کردن به قوانین شرعی را گناه میدانند!

مذهبیون حکومتی در پناه خدا و قوانینش آمادگی انجام هر گونه اعمال جنایتکارانه اي را دارند.و برای توجیه هر جنا یتی  آیه اي از کتاب دینی و ذکر احادیث می آورند.و آنها مثلا در انجام اعمال به شدت غیر انسانی و جنایتکارانه  نظیر سنگسار،شلاق ،شکنجه ،ترور ، زندان ، احساس ناراحتی نمی کنند،وجدانشان به درد نمی آید! دارند کاری را انجام میدهند  که باید انجامش دهند!یعنی اجرای دستورات خداوند. و اجرای چنین  اعمال پستی را در جزء وظا یف شرعی خود میپندارند!

حکومت مذهبی جمهوری اسلامی  به روشنی در” اصل 2 قانون اساسی” تعریف کاملی ازنظام قرون وسطی اش را میدهد.

جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به :

  1. خدای یکتا {لااله الا الله} و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.
  2. وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.
  3. معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا.
  4. عدل خدا در خلقت و تشریع.
  5. امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام.
  6. کرامت و ارزش والای انسان وآزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا، که از راه اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلا م الله علیهم اجمعین.

و لذا بر اساس چنین قانون اساسی حاکمیت سیاسی خدا {حاکمیت سیاه}و قوانینش قابل اجرا ، و خدا  قانون گذار میشود و

ولی فقیه ، آیت الله به عنوان نماینده ،حکم گذار و مجری قوانین است ، و ابزار سرکوب طبقه حاکمه فراهم می گردد. در چنین حکومت هاي رسانه ها،مطبوعات،احزاب موضوعی تشریفاتی دارند!!!

حکومت های اسلامی از صدر اسلام تا به امروز حتی نتوانستند جواب ابتدا ي ترین خواتسته های مردم را دهند، و هرگز در حکومت هاي چنینی به آزادی های فردی و اجتماعی توجه اي نشده است، و در واقع در حاکمیت خدا جاي برای حاکمیت انسان در نظر گرفته نشده است، و انسان باید بی اراده، کاملا تسلیم اوامر الهی شود!

اما واقعیت پیدایش مذهب و قوانین همراه و پیا مبرانش که خود را راهنما و منجی بشریت نامیدند{بزرگترین دروغ تاریخ} دروغگویانی بودند که معمولا  زرنگ تر باهوش تر و یا شیا د تراز دیگران بودند و می توانستند قصه و افسانه بسرایند و توجیهی  دروغین  برای حوادث طبیعی بیابند، و خدای ساخته ذهن خویش را به مردم غالب، و یا به ضرب زور و شمشیر تحمیل نمایند{ همچون محمد}.امروز هر آدم منصفی فقط با خواندن یکبار کتاب مقدس یعنی انجیل عهد عتیق و عهد جدید و کتاب قرآن به چرندیات و افسانه و قصه های دروغین و داستان سراي های متن کتاب پی خواهد برد،و بعد از خواندن ، به موعظه های پاپ و پدر روحانی وروضه خوانی های ملا ها بی توجه و می خندد !

هر  زمانی  که یکی از این دروغگویان{پیامبران} و یا نمایندگانش{خمینی} به قدرت و حکومت  رسیدند، جنگ های خونینی به راه انداختند.به دلیل خود سری و افکار مستبدانه شان مردم را دشمن هم نموده و به جان همدیگر انداختند، و به خودی وغیر خودی و  به صغیر و کبیر رحم نکردند، و حتی زندا نی ها ی بی دفاء را نیز از دم تیغ گذراندند!

در صدر اسلام به دستور محمد  تنها در یک روز بیش از 700 نفر از مردان اسیر قبیله بنی قریضه گردن زده شدند.آیت الله خمینی سر کرده آدمکشان اسلامی نیز همچون محمد  در سال 1367  دستور داد تا چند هزار تن اززندانیان بی دفاء را در زندانهای ایران را اعدام کنند!

جنایت یک بخش جدا نشدنی در طول عمر مذهب است. سالها پیش در همین کشورهای اروپاي مسیحیت ، پاپ و پدر روحانی ها همان نقشی را داشتند که امروز گروه طالبان و تروریستهای اسلامی و رهبران دینی اسلامی و رژیم جمهوری اسلامی به عهده دارند.اما خوشبختانه به یمن مبارزه مردم  و  پیشرفتهای علمی و افشا گری روشنفکران و تاثیر مارکسیسم بر کلیسا، قوانین مذهبی مسیحیت به داخل کلیساها رانده شدند، و حال حاضرنقشی قانونی در امور فردی و اجتماعی مردم ندارد و  تنها از دور دستی بر جیب مردم {درصدی از مالیات }دارند ، و از این راه  مبلغان، یا بهتر است بنویسم حرافان و  دروغگویانشان زندگی راحت  و بی دردسری را سپری میکنند!

اما چگونه باید به عمر بزرگترین جانی {مذهب} تاریخ پایان داد؟

نباید در برابر چنین نوع از حکومت ها و قوانین عقب مانده شان  کوتاه آمد، و یا ذره اي عقب نشینی کرد.و این وظیفه تمام انسانهای آزادیخواه است ، که به مبارزه با ارتجاع مذهبی برخیزند.مذهب و قوانینش نیازمند هیچ گونه احترامی نیستند. باید با تما م قدرت فریاد بر آورد و ارتجاعشان را افشاء نمود. پیشرفتهای علمی باعث شده که دیگر جاي برای مذهب و توجیهش در پیدایش ها نباشد.حتی اگر چنین  پیشرفتهای علمی صورت نمی گرفت ، مردم حق انتخاب  یک زندگی انسانی و شرافتمندانه را دارند، وآزادی حق طبیعی هر انسانی است. باید کاری کرد که به حاکمیت  مستبدانه خداوند و نمایندگانش در جهان خاتمه داد. این وظیفه مهم  انسانی را باید به بهترین نحو ممکن انجام داد، و به مردم تا به آن مرحله آموزش و آگاهی داد که مذهب و قوانینش تبدیل، به نه تنها امر خصوصی  ، و بلکه تبدیل به جوک و مزاح در زندگی خصوصی مردم شود. این کار عملی و شدنی است.

آیاتی از چرندیات و دیگر موارد کتاب قرآن

{روزی}در مقابل سلیمان، سپاهیان او،از جن انس گرفته تا پرندگان،جمع آوری شدند و به صف کشیده و به پیش رفتند،تا آنکه به وادی مورچگان رسیدند.مورچه اي گفت،مورچگان به لانه های خود داخل شوید که سلیمان وسپاهیانش،بی توجهانه،شما را پایمال نکنند.سلیمان متعجبانه از گفته آن {مورچه}لبخند زد و گفت،پروردگارا،مرا بر انگیز تا نعمتت را که بر من و والدینم عنایت نمودی قدر دانی کنم و صالحانه رفتار کنم آنچنانکه تو را پسند آید واز روی رحمت خود مرا در میان بندگان صالح خود قرار ده.وپرندگان را بازدید نمود وگفت،چگونه است که هد هد را نمی بینم؟یا اینکه آیا یکی از غائبان است؟واو را با عذابی شدید تنبیه خواهم کرد یا سر خواهم برید مگر آنکه دلیلی واضح{برای غیبت خود}برایم بیاورد.ولی هد هد زیاد درنگ نکرد{باز گشت}و گفت،من بر آن دست یافته ام که تو با دانش خود بر آن دست نیافته اي و از” سبا” خبری قطعی برایت آورده ام. سوره نمل آیات 17 تا 22

 

بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست هر که بخواهد ايمان بياوردو، هر که بخواهد کافر شود ما برای کافران آتشی که دود آن همه را در برمی گيرد ، آماده کرده ايم و چون به استغاثه آب خواهند از آبی چون مس گداخته که از حرارتش چهره ها کباب می شود بخورانندشان ، چه آب بدی و چه آرامگاهی بد.؟؟؟ سوره کهف آیه 29

اگر ما اراده کنيم، از آسمان بر آنان آيه‏ای نازل می‏کنيم که گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد. سوره الشعرا آيه 4

آنان را که به آيات ما کافر شدند به آتش خواهيم افکند هر گاه پوست تنشان بپزد پوستی ديگرشان دهيم ، تا عذاب خدا را بچشند خدا مقتدر وحکيم است. سوره نساء آیه55

خدا آسمانها و زمين را نگه می دارد تا زوال نيابند ، و اگر به زوال گرايند ، هيچ يک از شما جز او نمی تواند آنها را نگه دارد هر آينه خدا بردبار و آمرزنده است. سوره فاطر  41

اگر خدا می‏خواست، همه به اجبار ايمان می‏آوردند، و هيچ يک مشرک نمی‏شدند. و ما تو را مسؤول اعمال آنها قرار نداده‏ايم. و وظيفه نداری آنها را به ايمان مجبور سازی. الانعام 107

اين شما نبوديد که آنها را کشتيد. بلکه خداوند آنها را کشت.واين تو نبودی ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها انداختی. بلکه خدا انداخت. و خدا می‏خواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبی کند. خداوند شنوا و داناست. الانفال 17

هيچ‏ کس، جز به فرمان خدا، نمی‏ميرد. سرنوشتی است تعيين شده. بنابر اين، مرگ پيامبر يا ديگران، يک سنت الهی است هر کس پاداش دنيا را بخواهد و در زندگی خود، در اين راه گام بردارد، چيزی از آن به او خواهيم داد. و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‏دهيم. و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد. آل عمران 145

آن خداوندی که زمين را چون فرشی بگسترد ، و آسمان را چون بنايی ، بيفراشت ، و از آسمان آبی فرستاد ، و بدان آب برای روزی شما از زمين هر گونه ثمره ای برويانيد ، و خود می دانيد که نبايد برای خدا همتايانی قرار دهيد. سوره بقره  22

و آفتاب به سوی قرارگاه خويش روان است اين فرمان خدای پيروزمند و داناست. سوره يس  38

آنگاه هفت آسمان را در دو روز پديد آورد و در هر آسمانی کارش را به آن ، وحی کرد و آسمان فرودين را به چراغهايی بياراستيم و محفوظش داشتيم اين است تدبير آن پيروزمند دانا.سوره فصلت 12

جهنم در انتظار باشد طاغيان ، را منزلگاهی است ؛ زمانی دراز در آنجا درنگ کنند  ؛ نه خنکی چشند و نه آب، جز آب جوشان و خون و چرک ؛ اين کيفری است برابر کردار ، زيرا آنان به روز حساب اميد نداشتند. سوره النبا 21 تا 25

کافران را داراييها و فرزندانشان هرگز از عذاب خدا نرهاند آنها خود، هيزم آتش جهنمند. سوره آل عمران آیه 10

وقتی که مذهب حکومت کند!

  “ مراد شیخی”

{قسمت اول}

وقتی که مذهب حکومت کند، تمام اعمال ضد انسانی و جنایتکارانه تبدیل به عدالت و انصاف و برابری میشود!

مذهبیون حکومتی نه از سر کینه و دشمنی و بلکه از سر لطف و مهربانی خودشان را موظف به اجرای فرامین الهی و احکام مذهبی در جامعه میدانند، و به این جهت است که اهل گفتگو و منطق نمی باشند، و مخالف سر سخت آزادی های فردی و بیان هستند، و درطول تاریخ و در پایبندی به باورها شان  باعث بد بختی و قتل وشکنجه میلیونها انسان بیگناه شدند، و زندگی میلیونها انسان را به گروگان گرفتند!

در حال حاضر مردم ایران دقیقا به دام  چنین آدمهاي گرفتار هستند.

مثلا به یک فرد مسلما ن واجب است ، احکام شرعی را رعایت و اجراء کند.حالا باید دید این احکام شرعی شامل چه چیزهاي میشود، که فرد مسلمان ملزم به اجرای آن است، و در صورت سر پیچی از آن به سختی تنبیه خواهد شد!

بهتر است در شروع  نوشته  سری به کتاب” قرآن” بزنیم. کتابی که از اهمیت و احترام  و جایگاه خاصی در نزد مسلمانان بر خوردار است و دستورات این کتاب برای آنان لازم الاجراء هست.” دستوراتی بشدت عقب مانده،غیر انسانی و ظا لمانه”

من در نوشته های بعدی سری به کتاب” مقدس” یعنی کتب “عهد عتیق و عهد جدید“خواهم زد.

“اما در این نوشته ها تلاش خواهم نمود که با آوردن فاکت هاي مستند از کتب دینی نقش مخرب مذهب و قوانینش را در جامعه افشاء نمایم، و به امید روزی که مذهب شرش را از سر زندگی مردم کم نماید”

ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید. تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است {سوره توبه آیه 23}

……………………………………………………………………………………………………………………………..

و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است {سوره مائده آیه 38}

………………………………………………………………………………………………………………………………

با آنان نبرد کنيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين همه دين خدا گردد پس اگر باز ايستادند ، خدا کردارشان را می بیند {سوره انفال آیه 39}

………………………………………………………………………………………………………………………………

اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردندو به سختی کشته شوند {سوره احزاب آیه 61}

……………………………………………………………………………………………………………………………..

چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند {سوره محمد آیه 5}

………………………………………………………………………………………………………………………….

سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت{ سوره مائده آیه 33}

………………………………………………………………………………………………………………………………

کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.{سوره توبه آیه 29}

………………………………………………………………………………………………………………………………

دوست دارند همچنان که خود به راه کفر میروند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستی مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سر باز زدند در هرجا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستی و یاری برمگزینید.  {سوره نساء آیه 89}

………………………………………………………………………………………………………………………………

و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.{سوره انفال آیه 12}

………………………………………………………………………………………………………………………………

پس چون ماههاي حرام به سر آمد  آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.{سوره توبه آیه 5}

چرا علمای دینی از شنیدن حقیقتی که به آن باور دارند می هراسند؟

پرویز کامبخش روزنامه نگار جوان  افغان از حدود سه ماه پیش به اتهام” تکثیر مطا لب کفر آمیز”و”اهانت به مقدسات اسلام” از سوی امنیت ملی مزار شریف دستگیر شد و در دادگاه ابتداي بلخ و در یک جلسه غیر علنی به اعدام محکوم گردید.

اتهام پرویزخواند ن نوشته اي انتر نتی ” آرش بیخدا آیات زن ستیز در اسلام” بوده ، و توصیه خواندن نوشته به دیگران.

اما آنچه که قابل تامل است، در خواستهای پیا پی علمای دینی در شمال افغانستان مبنی بر صدور حکم اعدام برای پرویز کامبخش است!اعدام یک انسان برای خواندن آیه هاي از قرآن!قابل توجه قرآن خوانان!

 

اظهارات پرویز کامبخش پس از شنیدن حکم دادگاه شنیدنی و تکان دهنده است!

حدود ساعت چهار عصر ( ساعات غیر رسمی) بود، که مرا در داخل یک اتاق بسته داخل کردند، که در آن سه قاضی و یک سارنوال نشسته بود و دیگر هیچکس حضور نداشت، حکم را از قبل نوشته بودند، وقتی من خواستم اظهاراتی در زمینه داشته باشم، به من اجازه اظهار داده نشد و آنها هم هیچ چیزی نگفتند. فقط یک استعلامی دادند، که من نظرات خود را نوشتم آن را حتا نخواندند و فقط یک ورق که از قبل نوشته شده را به دستم دادند. در آن نوشته شده بود تو به اشد مجازات اعدام محکوم هستی و بعدا سربازان مسلح مرا بیرون کردند و دوباره به زندان آوردند.”

این شکل همان دادگا هاي است که هزاران هزار بار علمای دینی ایران برای اعدام آزادیخواهان در ایران ترتیبش دادند!!!

اما ، چرا برای پرویز کامبخش حکم اعدام صادر می شود؟ آ یا او مورد جدیدی در آیه های قرآن کشف و مطرح کرده است؟ آیا او در ضدیت با آیه های مذکور نوشته اي به چاپ رسانده است؟راستی چرا باید خواندن چند آیه  زن ستیز قرآن و توصیه خواندن آن به دیگران با عث خشم و غضب علمای دینی شود و حکم مرگ  در پی داشته باشد؟واین در حالیست که  طبق قانون اساسی افغانستان تبلیغ ادیان غیر از اسلام در آن کشور ممنوع میباشد.

 

سوآل این است که علمای دینی از چه  میترسند، که با عجله حکم اعدام صادر میکنند؟

 

اما، واقعیت این است که پرویز کامبخش مرتکب جنایتی نشده است و حرف تازه اي نیز نگفته است. گناه او پی بردن به حقیقت است. پی بردن به حقیقتی که میتواند سبب بی دینی او شود! قوانین ظالمانه  اسلام، زنان را همچون برده در اختیار مردان قرار میدهد! آیه هاي به شدت تبعیض آمیز و ضد انسانی! آیه هاي که مقام زن را به درجه هیچ تنزل میدهد! آیه هاي برای هوس های جنسی محمد، جهت  تجاوز بیشتر به زنان حرمسرایش!آیه هاي که زنان را در بست به اختیار مردان قرار می دهد!*

راستی این وسط مقصر کیست؟خدا،محمد،قرآن ویا پرویز کامبخش؟

 

زنان کشتزار شمایند برای کشت به آنها نزد یک شوید.هرگاه مباشرت آنا ن خواهید و برای ثواب ابدی چیزی پیش فرستید و از الله بترسید و بدانید که نزد او خواهید رفت. {سوره بقره آیه 223}

 

مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است.بواسطه آن برتری که الله بعضی را بر بعضی مقرر داشته و….

زنانیکه از مخالفت و نافرمانی آنها بیمناکیدباید نخست پند دهید واز خوابگا هشان دوری جویید در صورت نافرمانی آنها را به زدن تنبیه کنید. {سوره نساء آیه 34 }

 

ای پیغمبر ما زنانی را که مهرشان را ادا کردی بر تو حلال کردیم و کنیزانی که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمه و دختران خالو و دختران خاله آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مومنه ای که خود را به رسول بی شرط و مهر ببخشد و رسول هم به نکا حش مایل باشد،که این حکم مخصوص تو است و نه مومنان که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مومنان را بعلم خود بیان کردیم،این زنان را همه بر تو حلال کردیم بدین سبب بود که بر وجود تو در امر نکاح هیچ حرجی و زحمتی نباشد. {سوره احزا ب آیه 50}

 

تو ای رسول هر یک از زنانت را که خواهی دوستش موخردار و هر که را خواهی به خود بپذیر هم آن را که از خود راندی اگرش خواندن باز بر تو باکی نیست،این بهر و شادمانی دل و روشنی دیده آنهاست و هرگز هیچیک باید محزون نباشند بلکه به آنچه ایشان را عطا کردی همیشه خشنود باشند….{ سوره احزاب آیه 51}

 

امید است که اگر پیغمبر شما را طلاق دهد الله زنان بهتر از شما به جایتان با او همسر کند.مسلم،مومن،مطیع،

پرهیز کار مهاجر و انصا ر،بیوه یا باکره. {سوره تحریم آیه 5}

 

پرویز کامبخش را اعدام میکنید و اما بعد از آن با قرآنتان چه خواهید نمود؟

 

آنچه که مسلم است سالهاست ،تاریخ مصرف کتابهای دینی به پایان رسیده است و دین مدارا ن، دیگر نمیتوانند باورهای انحرافی شان را به زور اسلحه به جامعه تحمیل کنند و جایگاه چنین پدیده هاي در زباله دانی هاست!

دوره دکانداری دینداران به پایان رسیده است وبهتر است به عوض اعدام جوانان،قرآنشان را از سر راه زندگی مردم بردارند،چونکه قرآن پر از آیه هاي است که بوی تعفن و گند آن، حال هر انسان منصفی را بهم میزند!

 

                                            دست مذهب باید از سر زند گی مرد م کوتاه گردد!

 

*رجوع شود به کتاب 23 سال “علی دشتی

نامه سرگشاده 4 تشکل مدافع حقوق زنان،

 

کودکان و پناهندگان به دولت و پارلمان سوئد

در مورد فعالیت جریانات اسلامی و قتلهای ناموسی

به دنبال افشا شدن امامان مساجد در سوئد در برنامه تلویزیونی “ماموریت بررسی”، بحث درباره نقش نهادهای مذهبی در جامعه بالا گرفته است.
• افشاگری درباره امامان مساجد و رهبران اسلامی در سوئد یکبار دیگر ماهیت این جریانات را به مردم نشان داد. اکنون جامعه سوئد باید بلند شود و از ارزش های سکولار و بویژه از حقوق پایه ای دختران و زنان خانواده های اسلامی دفاع کند. خود ما طی سالهای گذشته به کرات ماهیت ضدزن و غیرانسانی جریانات اسلامی را افشا کرده ایم. اینها که از سوی رژیمهای دیکتاتور مانند عربستان سعودی و ایران تغذیه مالی و معنوی میشوند سابقه ای طولانی در ضدیت با ارزشهای سکولار، انسانی و برابری زن و مرد دارند. برنامه “ماموریت بررسی” تنها شمه ای از این حقیقت را برملا کرد اما فعالیتهای مخرب این امامان به ویژه علیه کودکان و زنان در خانواده های اسلامی بسیار بیش از اینها است. مثلا تبلیع و تشویق فرهنگ ناموس پرستی که منجر به قتل و جنایت میشود، شستشوی مغزی کودکان در مدارس اسلامی، عضوگیری برای جریانات تروریست اسلامی، نفرت پراکنی علیه همجنسگرایان و معتقدین به مذاهب دیگر و یا بیخدایان، دفاع از فتوای قتل کسانی که دین را نقد کرده اند، ضدیت با آزادی بیان و اندیشه و یا عقد کردن کودکان را هم باید به مواردی که در برنامه “ماموریت بررسی” افشا شده اضافه کرد.

  • سئوال این است که آیا افشاگری اخیر قرار است مانند افشاگری برنامه تلویزیونی “مستنداتی از داخل” در سال 2003 پیرامون مدارس اسلامی به بوته فراموشی سپرده شود؟ راستی بر سر جامعه سوئد چه آمده است؟ یک دختر بچه آفریقایی تحت عنوان “جن زدایی” به مدت چند سال از سوی والدین اش تحت شکنجه جسمی و روحی قرار می گیرد و آنگاه دستگاه قضایی سوئد مرتکبین را تبرئه می کند! بر سر حقوق کودک در این کشور چه آمده است؟ آیا از این کودک آزاری وحشیانه دل هیچ یک از شما به درد نیامد؟ آیا قصور و بیتفاوتی کمون لاندسکرونا در حفظ جان ماریا بارین برای شما قابل قبول است؟ این چه جامعه ایی است که در آن کودکان را به عقد مردان در میاورند، دختران جوانش را به خاطر انتخاب راه و روش زندگی خود به قتل میرسانند، از تن کودک معصوم ” دفع جن” میکنند، مشتی مرتجع مذهبی فرودستی زنان و بیحقوقی کودکان را بیشرمانه تبلیغ میکنند و شما فقط ابراز تاسف میکنید؟ چرا باید مسجدی که اینچنین ضد زن است مورد حمایت مالی دولت و یا کمون قرار گیرد؟ چرا این کمکهای مالی فورا قطع نمی شود؟ چرا در حالی که مدارس مذهبی دارند عاملین قتلهای ناموسی یا تروریستهای آینده را پرورش میدهند و دنیای معصومانه کودک را به تعصب و نفرت و خرافه آلوده میکنند شما از ادامه فعالیت چنین مدارسی حمایت میکنید؟
  • افشاگری اخیر درباره امامان مساجد و رهبران اسلامی یکبار دیگر خاطرنشان می کند که هیچگونه سازشی با این جریانات نظیر قرارداد شرم آور کمون یونشوپینگ قابل پذیرش نیست. از نظرما چنین توافقاتی همه باید لغو شود. هرگونه باج دهی و امیتاز دادن دولت و کمونها به جریانات اسلامی، به ویژه در زمینه نقض حقوق پایه ای زنان و کودکان، باید فورا متوقف شود.
  • این امامان نماینده مردم منتسب به مسلمان نیستند. همکیشان اینها در ایران و عراق و افغانستان و عربستان مشغول سرکوب و کشتار مردم هستند و اکثر قریب به اتفاق مهاجرین از کشورهای اسلام زده از دست امثال همین امامان فرار کرده اند. بخش بزرگی از ساکنان سوئد که پیشینه خارجی دارند سکولار هستند. به علاوه، اکثر آنهایی هم که مسلمانند با این نمایندگان خودگمارده مخالفند.
  • هرنوع کمک هزینه از جانب نهادهای دولتی و یا کمونها به جریانات مذهبی ای که با ارزشهای انسانی و برابری زن و مرد ضدیت میورزند باید فورا لغو شود. همانطور که نباید به جریانات راسیستی کمک مالی کرد. در عوض، باید حمایت فعالتری از نهادهای سکولار و مدافع برابری زن و مرد و مدافع حقوق کودک به عمل آید.
  • نحوه کار مساجد و رهبران اسلامی باید دائما بازرسی شود و هرگونه تخلفی از قوانین سوئد باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد.
  • ما مخالف مداخله مذهب در امر آموزش و پرورش هستیم. ما میخواهیم که به لحاظ قانونی فعالیت مدارس مذهبی فورا و بدون استثنا متوقف شود و تمام کودکان، به دور از خرافات و تعصبات مذهبی، از یک آموزش مدرن و علمی برخودار شوند.
  • ما از لوایح پیشنهاد شده در زمینه جنایی کردن ازدواج اجباری و ازدواج کودکان پشتیبانی می کنیم و خواهان تصویب فوری آنها هستیم.
  • برای حمایت از کودکان در خانواده های اسلامی، باید هر نوع مقررات محدود کننده در زمینه ورزش، گردش علمی، موسیقی، شنا و غیره در تمام مدارس و مهد کودک ها ممنوع شود.
  • موقعیت دختران و یا پسران جوانی که بدلیل انتخاب نرم های زندگی خود از سوی بستگانشان مورد تهدید قرار می گیرند، باید بطور جدی دنبال شود، خانه امن در اختیار آنها قرار گیرد و تهدیدات از سوی پلیس پیگیری شود.
  • لازم است که در هر کمون نقشه عمل معینی برای مقابله با قتلهای ناموسی و مسئولینی برای انجام این کار وجود داشته باشد.
  • به زنانی که از طریق ازدواج به سوئد آمده اند و تحت خشونت همسرانشان قرار میگیرند باید اجازه اقامت دائم داده شود.
  • باید هیئتی مامور تحقیق و بررسی دلایل ترک تحصیل دختران جوان خارجی شود تا با این روند منفی مبارزه شود. این دختران معمولا تحت فشار جریانات اسلامی و امامان مساجد و در اثر تحمیل باورهای مردسالار مجبور به ترک تحصیل می شوند.
  • کودکان باید از هر نوع دست اندازی مادی و معنوی مذاهب و نهادهای مذهبی مصون باشند. جلب کودکان به فرقه های مذهبی و مراسم و اماکن مذهبی باید ممنوع شود.
  • حجاب برای کودکان باید ممنوع شود.

افشا شدن فعالیت مساجد و امامان در سوئد در عین حال فکر ما را متوجه مردمانی می کند که در کشورهائی مثل ایران و افغانستان و عربستان و … زیر سلطه قوانین اسلامی زندگی می کنند. ما هر گونه سازش و مماشات دول غربی با رژیم هایی نظیر جمهوری اسلامی ایران را محکوم می کنیم و آنرا پشت کردن به زنان و مردان شجاعی می دانیم که علیه این رژیمها قهرمانانه مبارزه میکنند. از دولت سوئد می خواهیم که روابط سیاسی و دیپلماتیک و فرهنگی خود را با جمهوری اسلامی ایران و دولت های مشابه دیگر به علت سرکوب سیستماتیک و وحشیانه مردم و نقض خشونت بار ابتدائی ترین حقوق آنها قطع کند.

کمیته دفاع از حقوق زنان – سوئد
کودکان مقدمند – سوئد
فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی – سوئد
سازمان اکس مسلم – سوئد
مه 2012
تلفن تماس:
حسن صالحی: 0046703171102
افسانه وحدت: 0046702468454
مهین علیپور: 0046707777313
کریم شاه محمدی: 0046708526716

شوراي مرکزي اکس مسلم در آلمان از دولت آلمان و اتحاديه اروپا ميخواهد به حکم قتل شاهين نجفي خواننده ايراني- آلماني اعتراض کنند

شاهين نجفي خواننده رپ از ايران که از هفت سال قبل ساکن آلمان است٬ دو روز قبل يک آهنگ رپ جديد به اسم نقي اجرا کرده که خشم و اعتراض سران حکومت اسلامي و مرتجعين و وابستگان به اين حکومت را برانگيخته است. لينک آهنگ شاهين نجفي:

امروز چهارشنبه ۹ ماه مه٬ آيت الله صافي گلپايگاني٬ يکي از مقامات مهم حکومت جنايتکار اسلامي٬ در روز روشن به دليل خواندن يک آهنگ فرمان قتل شاهين ٣۱ ساله را صادر کرده و تعدادي از جانيان و قمه بدستان حکومت اسلامي در يک صفحه فيس بوک اعلام کرده اند براي کشتن شاهين آماده هستند.

اين واقعه در مقابل چشم همه ما اتفاق مي افتد و يکبار ديگر ماهيت جنايتکارانه و فاشيستي حکومت اسلامي ونقش مذهب در سرکوب و زمينه سازي براي جنايت را به عينه به همگان نشان ميدهد. اين فرمان قتل عليه يک هنرمند بدليل اجراي يک ترانه ٬ بايد با يک پاسخ محکم در سطح جهان روبرو شود.

چطور عده اي مرتجع و فاسد و مفتخور اسلامي حاکم بر ايران٬ از ترس و وحشت اعتراضات و انتقادات وسيع مردم عليه دخالت مذهب در زندگيشان٬ به لرزه افتاده و با اعلام دستور ريختن خون يک هنرمند يکبار ديگر ماهيت جنايتکارانه خود را نشان داده و به آزادي بيان و به آزادي هنر و نقد دهن کجي ميکنند.

جالب اينست که جانيان و سران حکومت اسلامي و رسانه هاي وابسته به حکومت اسلامي٬ اين فرمان قتل را با اعلام اينکه به عقايد و مقدسات آنها توهين شده ٬ توجيه ميکنند! آزادي بيان بدون آزادي نقد مذهب ٬ پشيزي ارزش ندارد و مذاهب همه بنا به تعريف مقدسات هستند و با داشتن پرچم “به مقدسات ما توهين نکنيد” عملا جنبش اسلامي و اسلام سياسي و مدافعين اين جنبش ميخواهند جلوي دهان همه گرفته ميشود. اين قمه کشي و فرمان جنايت صادر کردن٬ در قرن بيست و يک ٬ بايد با پاسخ درخور روبرو شود.

ما خواهان دستگيري اين فرد يعني صافي گلپايگاني به اتهام صدور فرمان قتل يک هنرمند ساکن آلمان هستيم و از مقامات دولت آلمان و اتحاديه اروپا درخواست داريم که از طريق پليس بين المللي خواهان دستگيري اين فرد و محاکمه و مجازات او شوند.

نبايد به يک مشت گانگستر اسلامي اجازه داد براي ترساندن مردم و چاپيدن آنها٬ جلوي دهانها را گرفته و راحت فرمان قتل صادر کنند.

سازمان اکس مسلم در عين حال از همه سازمانهاي سکولار و آتيست٬ از همه مدافعين حقوق انساني٬ مدافعين آزادي بيان و آزادي هنر دعوت ميکند که به اين فتواي قتل بيشرمانه حکومت اسلامي ايران عليه شاهين نجفي متحدانه اعتراض کنند.

دنياي مدرن و متمدن امروز نبايد در مقابل رفتار قرون وسطايي و جنايتکارانه حکومت اسلامي ايران سکوت کند. از همگان دعوت ميکنيم که به اين فرمان قتل و زمينه سازي براي خونريزي متحدانه اعتراض کنند.

شوراي مرکزي اکس مسلم – آلمان

۹ ماه مه ۲۰۱۲

International Committee against Execution
International Committee against Stoning
Email: minaahadi@aol.com
Tel: 0049 (0) 1775692413
http://notonemoreexecution.org
http://stopstonningnow.com/wpress/

www.ex-muslime.de

 

جنبش دفاع از عليا ماجده المهدي در سراسر جهان،

او به قلب جنبش اسلامي حمله کرده است!

زن در اين جنبش و در فرهنگ مردسالارانه اسلامي٬ برده جنسي مردان است. تن او متعلق به مردان است و بايد در پستوي خانه و در حجاب و چادر و برقع پيچيده شود. زن حق تملک بر تن و بدن خود را ندارد و اگر اعلام کند که قوانين را قبول ندارد و بويژه اگر تن لخت خود را در معرض ديد عموم قرار دهد٬ بزرگترين تابوها را شکسته است. عليا ماجده المهدي يک دانشجوي آزاده مصري است. او با انتشارعکسهاي برهنه خود در وبلاگش٬ به قلب جنبش اسلامي٬ به قلب تحجر و مردسالاري و به قلب طرفداران خجول جنبش اسلامي زده است. يک سازمان اسلامي در مصر خواهان اجراي ” حد شرعي”  يا کشتن عليا به شيوه اسلامي شده است و از مقامات مصري خواهان عکس العمل و مجازات عليا و دوست پسر او کريم عامر شده اند.  اين دختر جوان خود را آتئيست٬ فمينيست٬ آزاديخواه  و انقلابي معرفي ميکند.عليا ميگويد با اين کار عليه سکسيسم٬ مردسالاري٬ راسيسم و حذف زنان از جامعه عليه حجاب اسلامي و عليه کل فرهنگ اسلامي مبارزه ميکند. دوست پسرعليا وبلاگ نويس مشهور مصري کريم عامر است. عامر چهار سال در زمان مبارک بدليل وبلاگ نويسي و افشاگري به زندان محکوم شده بود و عليا براي آزادي او ميجنگيد. کريم عامر در روزهاي قبل از اوج گرفتن جنبش در مصر از زندان آزاد شد و يک چهره مهم در جنبش اعتراضي جوانان و مردم مصر عليه حکومت ديکتاتوري مبارک بود. کريم عامر ميگويد تا آخرين لحظه در کنار عليا خواهد ماند و از اين حرکت او دفاع ميکند. او ميگويد عليا يک  دختر قوي٬ مستقل و با اراده است و اين تصميم شخصي او بوده است و من در کنار او خواهم ماند. عليا ميگويد از ۱۶ سالگي از مذهب اسلام خارج شده و اعتقادي به دين و مذهب ندارد.  اما اهميت اين اقدام جسورانه عليا ماجده المهدي فقط در تابو شکني فرهنگي نيست اين اقدام او امروز يک حرکت سياسي بسيار مهم در مصر و همه کشورهاي اسلام زده است و بايد همه آزاديخواهان ٬ همه مدافعين حقوق انساني و مدافعين حقوق زن و همه مخالفين جنبش اسلامي و اسلام سياسي اينرا درک کنند و دفاع از او و اقدام مهمش را وظيفه خود بدانند.  در يکي از عکسها عليا در حاليکه برهنه ايستاده است٬ يک روسري را زير پاي خود قرار داده و آنرا لگد کرده است. او در وبلاگش در پاسخ به کساني که به او حمله ميکنند٬ ميگويد :  من به کسي توهين نکرده ام٬ من به يک تکه پارچه توهين ميکنم که نمود بردگي زنان است.   بيش از سه دهه است که تن و بدن زنان و خط زدن حضور و چهره زن در جامعه و تحميل حجاب به زن٬ به  يک امر سياسي مهم براي جنبش اسلامي تبديل شده است. جنبشي که براي قدرت گرفتن له له ميزند و براي حفظ قدرت با اجازه خدا و پيغمبر به هر جنايت و رذالتي که در مخيله بشر نمي گنجد دست ميزند. نمونه بارز و آشکار اين موضوع حکومت طالبان در افغانستان و حکومت اسلامي در ايران است که داعيه رهبري ” جهان اسلام” را دارند.  جنبش اسلامي با تحميل حجاب به زنان به هر قيمت٬ پايه هاي حاکميت خود را در جوامع تثبيت ميکند و براي به قدرت رسيدن در هر جايي اول بايد زنان را شکست بدهد. بي دليل نيست که د رمصر و تونس و … توجه ها به حجاب زنان جلب شده و اسلاميها  وکل جريانات بورژوايي  تقلا ميکنند که انقلابي را که هدفش آزادي ٬ رفاه و برابري بود پس بزنند و اولين حملات عليه زنان را سازمان ميدهند و از اين طريق سعي ميکنند پيشروي کنند. اقدام عليا پاسخي به اين توحش اسلامي است. با انتشار علني عکسهاي  عليا در وبلاگ شخصي اش ٬ به يکباره يک بمب سياسي و تابو شکنانه در مرکز ارتجاع اسلامي منفجر شد. در عين حال اين حرکت موجي از همبستگي و شور و شوق را در دنيا به راه انداخت. وبلاگ او اکنون از هر سايتي در دنياي عرب پر ببيننده تر است. اکنون در دنيا يک موج عظيم سنت شکني و آزادي خواهي در دفاع از عليا راه افتاده است. هزاران دختر بويژه از کشورهاي اسلام زده با او ابراز همبستگي کرده و عکسهاي برهنه خود و يا عکسهايي لخت از زنان ديگر را تحت عنوان ” من عليا هستم” در سايتها و وبلاگها و صفحه فيسبوک و تويتر و… منتشر کرده اند.   وبلاگ عليا روزانه بيش از يک ميليون بيننده دارد. در همه رسانه هاي بين المللي در مورد اين اقدام و اين حرکت انقلابي او نوشته اند و توجه ها در همه جا به اين موضوع جلب شده است. در بالاي صفحه وبلاگش نوشته : “مذكرات ثائرة” ( یادداشت های یک زن انقلابی)  ودر زیر عکس بزرگ خود و در پاسخ به کساني که به او حمله ميکنند٬ نوشته است ، “نخست درباره زنانی که در آغاز دهه ٧٠ میلادی در دانشکده هنرهای زیبا به عنوان مدل در برابر نقاشان مرد لخت می شدند قضاوت کنید و کتاب های هنری را پنهان کرده ، مجسمه های برهنه را بشکنید ، سپس در برابر آینه لخت شوید و بدن های خود را که بادید تحقیر آمیز به آنها نگاه می کنید به آتش بکشید تا پیش از فرستادن اهانت هایی با مضمون تبعیض جنسی به من و نفی حق آزادی بیان من ، برای همیشه از عقده های جنسی خود رها شوید “.  عليا به  جنگ  جنبش اسلامي و فرهنگ زن ستيز اسلامي رفته است. اعلان جنگ علني او عليه قدرت گرفتن سازمانهاي رنگارنگ اسلامي در مصر و تونس و در کشورهايي است که ديکتاتورها به همت مردم به زير کشيده شدند و اسلاميسم به تکا پوي قبضه کردن قدرت افتاده است.    در مقابل اين اقدام جسورانه عليا ٬ دایناسورهای و تروريستهاي اسلامي همه جا و بويژه در مصر به حرکت در آمده و خواهان ريختن خون علياي بيست ساله شده اند. اينها براي رسيدن به قدرت در مصر کفش و کلاه کرده اند و اکنون عليا با اين حرکت جسورانه و انقلابي و زير و روکننده وبسيار مهم به قلب آنها حمله کرده است و اسلاميها که به چيزي جز قتل و فتوا و خون ريختن نميتوانند تکيه کنند در مقابل او و در واقع در مقابل حقوق زنان و سکولاریسم صف آرائی کرده اند.  اين يک نبرد مهم و بسيار حياتي در دفاع از آزادي بيان٬ در دفاع از حقوق انساني زنان و عليه دخالت اسلام و مذهب در زندگي همه مردم است. اين يک حرکت انقلابي به تمام معنا و يک نبرد جسورانه با جنبش اسلامي است. ما زنان و مردان و  مردم تحت حاکمیت جمهوری اسلامي اهميت و حياتي بودن اين حرکت را کاملا درک ميکنيم و از دنيا ميخواهيم يکپارچه در مقابل جنبش اسلامي از عليا و حقوق زنان و سکولاریسم دفاع کند. در برخي رسانه ها و سايتها٬ بحثهايي در مورد ” راديکاليسم بيش از حد” و يا ” پرده دري” بيش از حد و يا ا”اقدام نچسب و غير ضروري”  که گويا “اسلاميهاي تند رو را تحريک ميکند٬ به راه افتاده. گويا اين حرکت جامعه را قطبي کرده و “سکولارها را به سوي اسلاميون سوق ميدهد” و ممکنست براي “اسلاميها راي بيشتر بياورد و….غيره  “. پاسخ ما به اين طيف اسلامي و نيمه اسلامي و فرهنگ مردسالار اين است که فرهنگ عقب مانده خودتان را به اين شکل تبليغ نکنيد. شهامت داشته باشيد مثل همان اسلاميهاي “تندرو” حرف دلتان را بزنيد تا جامعه چهره واقعي همه شما را در کنار اسلام سياسي و ارتجاع محض اسلامي بطور عريان ببيند.  ما اين جنبش و سنت عقب مانده و موذي را ميشناسيم. همين تفکر و سنت عقب مانده اسلامي و نيمه اسلامي از ما زنان در ايران و افغانستان نيز ميخواست که منتظر ظهور امام زاده اصلاحات به رهبري اسلاميهاي “ميانه رو” باشيم. ٬ همان کساني که خاتمي را در ايران نماينده مدرنيسم معرفي کرده و از زنان ميخواستند که ساکت باشند و به سيم آخر نزنند ٬ اکنون وارد اين جنگ شده و بجاي دفاع از عليا و زنان و مردم آزاده در مصر٬ فرمان ايست و آتش بس ميدهند. به اينها بايد گفت کنار برويد تا ما نبرد نهايي را با اين جنبش کثيف ضد زن٬ ضد انساني و تروريست انجام دهيم. هر کس امروز از سکولاريسم حرف ميزند بايد از عليا دفاع کند.  اسلاميها که موج وسيع دفاع از عليا را در دنيا شاهد هستند٬ آنها که دفاع جانانه زنان و جوانان در مصر و در تونس و ليبي ودر همه دنيا از عليا را شاهدند٬ به لرزه افتاده و براي اعدام عليا امضا جمع ميکنند.  امنيت عليا و دوست پسرش کريم الان بسيار مهم است بهترین تضمین امنیت آنها حمایت گسترده جهانی و فشار به دولت نظامي مصراست. براي جلوگيري از هر تعرضي به آنها اکنون که در آستانه ۲۵ نوامبر روز جهاني اعتراض به خشونت بر عليه زنان هستيم ٬  همه ما  از عليا و خواستهاي او دفاع کرده و با دامن زدن به يک جنبش جهاني ” ما همه عليا هستيم” عملا از امنيت او دفاع  خواهيم کرد. ما زنان و مردان و جوانان از ايران که جنبش کثيف و جنايتکار و ضد انساني اسلامي را مي شناسيم٬ ميدانيم که نبرد براي تحميل حجاب و مقابله با زنان يک پرچم و يک ستون مهم جنبش اسلامي براي به قدرت رسيدن است و اکنون عليا در صدر مقابله با جنبش اسلامي ايستاده و سرنوشت اين مبارزه در آينده مصر بسيار حياتي خواهد بود. کساني که فکر ميکنند اين فقط يک حرکت “راديکال” و ” تحريک کننده” يک جوان است و بزودي سپري خواهد شد و احتياجي به دفاع از او نيست و يا بايد او را و اسلاميها را ” آرام” کرد٬ شديدا در اشتباه هستند. انقلابی که در مصر شروع شده است انقلاب مهمی است و بايد کمک کنيم اين انقلاب از پيشروي نايستد.   دفاع از  عليا و جنبش جوانان در مصر براي آزادي و برابري  وظيفه همه ما است همه آتئيست ها٬ سوسياليستها ٬سکولارها٬ فمينيستها٬ و  آزاديخواهان و مخالفين جنبش اسلامي در همه جا . زنده باد عليا ماجده المهدي و زنده باد زنان و مرداني که در دنيا بپاخاسته و از او دفاع ميکنند. اين مهمترين سنگر مقابله با اسلاميها است.

 

مينا احدي minaahadi@aol.com 0049 (0)1775692413

مريم نمازيmaryamnamazie@gmail.com+44 (0) 7719166731

18نوامبر 2011

کیوان سوفسطائی از کشور سوئد اقامت گرفت!

یک پیروزی دیگر برای جنبش دفاع از حق پناهندگی

کیوان سوفسطائی وبلاگ نویس٬ عضو سازمان اکس مسلم٬ کارگر شرکت آرد جرعه٬ بدلیل روی برگرداندن از دین اسلام  تحت پیگرد دستگاه قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت٬ امنیت جانی او بطور جدی به خطر افتاد. به همین دلیل در ماه مارس ۲۰۰۸ از کشور سوئد درخواست پناهندگی کرد. اداره مهاجرت سوئد بدون توجه به وضعیت امنیتی و خطراتی که در صورت بازگشت به ایران٬ وی را  تهدید میکند٬ دلایل پناهندگی کیوان را رد کرد.

کیوان در تاریخ سیزدهم دسامبر سال ۲۰١۰ در پی نامه پلیس شهر کارلسکرونا واقع در جنوب سوئد٬ به این اداره مراجعه کرد و همانجا بازداشت گردید٬ به او گفته شد روز هفتم ژانویه به ایران دیپورت خواهد شد.

کیوان با دفتر فدراسیون سراسری پناهندگان تماس گرفت و وضعیت اضطراری خود را اطلاع داد٬ مسئولین فدراسیون و ائتلاف جهانی‌ دفاع از حقوق پناهجویان ایرانی بلافاصله اقدامات اعتراضی فوری برای نجات کیوان از خطر دیپورت را شروع کردند.

روز چهارشنبه پنجم ژانویه به فراخوان دفتر فدراسیون در شهر استکهلم برای اعتراض به حکم اخراج کیوان سوفسطائی تعیین شد٬ تبلیغات وسیعی برای اطلاع رسانی به افکار عمومی آغاز گردید. روز پنجم ژانویه٬ همانطور که انتظار میرفت٬ شماری از مردم انساندوست٬ علیرغم بارش برف و سرمای بسیار شدید٬ مقابل اداره مهاجرت در استکهلم با برافراشتن پلاکاردها و بنرهای خود دست به اعتراض زدند و خواهان توقف حکم دیپورت کیوان گردیدند.

همزمان با شروع تجمع، اندیشه علیشاهی به نمایندگی از جانب فدراسیون سراسری پنناهندگان ایرانی  وکریم شامحمدی از طرف سازمان اکس مسلم با مقامات اداره مهاجرت در مورد حکم اخراج کیوان گفتگو کردند و با اعتراض به بی توجهی این اداره به مفاد غیر قابل انکار در پرنده کیوان٬ مراتب نگرانی خود را از تصمیم اداره مهاجرت اعلام کردند و تاکید نمودند که به هر ترتیب مانع اجرای این حکم خواهند شد٬ خطر جدی است و اداره مهاحرت بی مبالاتی میکند. هیات مذاکره کننده اسناد و مدارک قابل توجه در مورد پرونده کیوان را مجددا تسلیم اداره مهاجرت کرد. مدارک فوق نشان می داد که در صورت اخراج کیوان به ایران از سوی دستگاه قضائی جمهوری اسلامی با خطر جدی مواجه خواهد  شد.

اداره مهاجرت دقایقی بعد طی ابلاغیه کتبی به کیوان اعلام کرد که اخراج وی متوقف می شود و پرونده  وی مجددا باز و مورد بررسی قرار خواهد گرفت. پس از گذشت بیش از  یکماه اداره مهاجرت سوئد٬ اقامت دائم کیوان سوفسطایی را پذیرفت!

این موفقیتی برای کیوان است، اما دامنه تاثیرات این موفقیت از چهارچوب حقوق فردی کیوان فراتر میرود.

فدراسیون سراسر پناهندگان ایرانی، این پیروزی را به کیوان، و به همه عزیزانی که به پشتیبانی از این حق پایه‌ای به میدان آمدند، به فعالین خود و به همه همکاران ائتلاف جهانی‌ دفاع از حقوق پناهجویان ایرانی صمیمانه تبریک می‌گوید.

ما اطمینان داریم که با اتکا به همبستگی‌ و همسرنوشتی خود پناهجویان و مردم انسان دوست و بسیاری از نهادها و سازمانهای مدافع حقوق پناهجویان بتوانیم به موفقیتهای به مراتب بزرگتری دست پیدا کنیم.  یک عامل تعیین کننده در تحقق این پیروزی٬ اتحاد و یکپارچگی مدافعین حقوق پناهندگی بود که از سوئد تا آمریکا به همدیگر دست همکاری دادند و این موفقیت را ممکن کردند.

 

فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

۲٣ فوریه ۲۰١١

مصاحبه ای رینگ پ 1، برنامه زنده از رادیو سراسری سوئد با کریم شاه محمدی ،در مورد عملیات انتحاری در استهکلم.

کریم شاه محمدی

2010-12-13

رادیو رینگ پ 1 : شنونده گرامی بفرمائید، امروز در مورد چه چیزی می خواهید صحبت کنید؟

 

کریم شاه محمدی: در مورد عملیات انتحاری که در استهکلم اتفاق افتاده است می خواهم چند نکته را توضیح دهم و تلاش می کنم به پایهای عینی و راه حلها هم اشاره ای داشته باشم:

1-     عملیات تروریستی محکوم است ، چه دولتی باشد یا غیره دولتی! امریکا و یا  دولتهای غرب که تالبانها را در افغانستان آفریدند و حمایتشان کردند و بعدا هم افقانستان را  تحت عناوین مختلف بمباران کردند، بنابر این مسئول عواقب آنهم هستند.آمریکا که با هر بهانه ای این کشورها را به ویرانه کشانده است، یک عمل تروریستی می باشد و محکوم است، و از طرف دیگر ما شاهد عملیات تروریستی جریانات،گروهای اسلامی و دولتهای مانند ایران و افغانستان و عراق و غیره می باشیم، این عملیات  چه در داخل کشورهای به اصطلاح خودی انجام بگیرد و یا خارج از آن یک عمل تروریستی است و محکوم است و باید کاری کرد.

رادیو رینگ پ 1 : خوب، چه کاری باید کرد؟

کریم شاه محمدی: اگر دولتهای غرب می خواهند از شر این نوع ترورها خلاص شوند اولین کار این است که دست از حمایت کردن این دولتها بر دارند و در عوض از مردم آزدیخواه و به تنگ آمده در  کشورهای مانند ایران و عراق و غیره حمایت کنند تا این حکومتهای اسلامی با نیروی مردم به زیر کشیده شوند و دست اسلام سیاسی  بر زندگی مردم قطع شود.

2-     در مورد آزادی بیان و لارش ویلکس کاریکاتوریست سوئد می خواهم نکته ام را بگویم، به نظرم همانطور که ولتر می گوید باید رفتار کرد،، من از نظرات شما نفرت دارم ولی جانم را می دهم که از حق آزادی بیان تو دفاع کنم،، برای مثال به این معنا است  که هر کس حق دارد از کاریکاتور و نظرات لارش ویلکس نفرت داشته باشد ولی کسی حق ندارد او را تهدید کند.اگر کسی احساس می کند که به او توهین شده است با کلمه و جمله از خودش یا از محمدی که دوستش دارد دفاع کند نه با عملیات تروریستی. در واقع آزادی بیان یعنی این و همین نه چیز دیگر. من کسی را دوست دارم و به خاطر او خودم و کسانی دیگر را خواهم کشت که این نشد.دولتهای اروپا، اگر می خواهند کاری کنند قبل از هر چیز باید از گذشته اشان درس بگیرند. اولین کار این است که قاطعانه از آزادی بیان دفاع کنند.معذرت خواهی عذر موجهی نیست و نخواهد بود. معذرت خواهی، در مورد کاریکاتورها که در دانمارک انجام گرفت یک عقب نشینی بود و این یک تصویر غلطی به جریانات اسلامی و در اذهان عمومی ایجاد کرد که گویا  حق با این جرایانات بود و این چنین عمل کردی باعث شد که زمینه پیشروی برای چنین جریانات ارتجاعی مهیا شود نه عقب نشینی.بنابر این اگر دولتها می خواهند علیه تروریست و جریانات اسلامی به ایستند قبل از هر چیر لازم و ضروری است، از ارزشهای واحد انسانی و آرادی بیان دفاع کنند.

3-     به سیاست نادرست  دولتها در اروپا، تحت عنوان مدارس مذهبی و سمبلهای مذهبی می خواهم اشاره ای داشته باشم.وقتی می گفتیم، مدارس مذهبی برای کودکان ممنوع! وقتی می گفتیم حجاب یا سمبلهای مذهبی برای کودکان ممنوع! فوری می شنیدیم، پس آزادی مذهب چه شد. ولی سوال ما این است آزادی مذهب برای چه کسی؟ برای کودک؟ چه وقتی کودک چنین اختیاری را کسب کرد که در این موارد  هم داشته باشند؟.

رادیو رینگ پ 1 : منظور شما این است که مذهب را ممنوع کرد؟

کریم شاه محمدی: نه! نمی شه مذهب را ممنوع کرد، منظورم ممنوعیت مدارس مذهبی برای کودکان و ممنوعیت حجاب برای کودکان است. تا آنجایی که به بزرگ سالان و مسئله سمبلهای مذهبی بر می گردد. لابد لباسهای را در بعضی ادارات به عنوان انی فورم در نظر گرفته اند و به نظرم  شامل حال همه است. معلم یا پرستار یا دکتری که با نقاب و حجاب سر کارش می رود، محیط را تحت تاثیر باورهای خود قرار می دهد. در صورتی که چنین محیطها باید خنثا باشند.و از طرف دیگر و  به نظرم دولت نباید بودجه ای را خرج چنین نهاد های تحت عنوان مدارس آزاد بکند در این مدارس به اصطلاح آزاد تمام قوانین و سنن و فرهنگ مذهبی بر کودکان تحمیل می شود. از جمله،  همین باعث نفاق و دودستگی میان دانش آموزان می گردد و گروهای مذهبی هم از جوانان برای اهدافی که در سر می پرورانند  استفاده می کنند. الشباب یکی از این گروهای ارتجاعی است. در منطقه ای از استهکلم دیدم که جوانان را چگونه برای جنگ در سومالی آماده می کنند و  آنها را به جبهه می فرستند . بنابر این اگر دولت می خواهد در دراز مدت  در این عرصه هم کاری بکند لازم است مدارس مذهبی را ببندد.

گزارشی کوتاه از یک سمینار در لوکال پارلمان سوئد، تحت عنوان زنان،سیاست و مذهب

 

کریم شاه محمدی

2010-12-13

چهارشنبه 8 دسمبر از طرف سازمان نجات کودک بخش استهکلم (Margareta Olofsson Ordf ) و آمینه کاکه باوه عضو حزب چپ در پارلمان سوئد این سمینار ترتیب داده شده بود و ما هم به این سمینار دعوت شده بودیم. سخنرانان این سمینار،(Madeleine Sultan Sjöqvist ) مدرس دانشگاه و پژوهشگر در جامعه شناس دینی ( البته خودش اظهار داشت که مذهبی نیست) و (Mohammad Fazlhashemi) پروفسور در تاریخ شناسی ادیان که خود را مسلمان فمنیست می دانست.

مادلین، مسئله را چنین شروع کرد، موقعیت مذاهب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پدیده ای است که  همیشه مورد بحث و مجادله قرار گرفته است.از آنجایی که سکولاریزم سرعت گرفت و در قرن 17 در مورد بی خدایی روشنگری به عمل آمد  و مدرنیتت و عقلانیت و موقعیت مذهب در کشورهای دموکراتیک مورد بحث و مجادله قرار گرفت.

بنا بر این حتی امروز هم، تنش میان مفاهیم سکولاریسم و مذهب  و همچنین بر داشتهای متفاوت از رابطه نهادهای مذهبی  با وضعیت سیاسی در جامعه وجود دارد.امروز، فعالیت  سازمانهای شناخته شدۀ مذهبی گسترش یافته است  و تلاش می کنند با سوالهای سیاسی در جامعه رخنه کنند.به طور مسال، می بینیم که دلایلیهای  را در مورد ،، وجدان آزاد،، در امور پزشکی  می آورند که قانون سقط جنین به نفع گروهای مذهبی تغییر پیدا کند. در کل مادلین مخالف این بود که بعضی قوانین به نفع گروهای مذهبی تغییر پیدا کند. ولی در مورد سوالهای که من مطرح کردم  و  در پائین به آن اشاره خواهم کرد جواب روشنی نداشت.

محمد فاضل هاشمی، اینطور شروع کرد که تحقیقاتش  در مورد تاریخ اسلام از سالهای 1000 تا  1100 می باشد و در ادامه توضیحاتش که با پاورپوین نشان می داد اشاره اش به  اسلام مدرن، ،،مسلمانهای فمینیست،، و برداشتهای متفاوتی  که،، مسلمانان،، از اسلام دارند داشت.

بعدا نوبت حضار رسید، سوالها و اظهار نظرهای متعدد و متفاوتی انجام گرفت.شاید لازم نباشد در این گزارش کوتاه نظر حضار را با برداشتی که من دارم  بیان کنم. ولی من دو دفعه فورصت پیدا کردم که صحبت کنم. صحبتهایم را با  سوالاتی  مطرح کردم، خوب من هم نه با تحقیقات دانشگاهی مخالفتی دارم نه با رفورم. ولی مسئله ای که برای من مهم است رابطۀ اینها را با سیاست چگونه می شود توضیح داد. سوالم از محمد فاضل هاشمی این بود، وقتی که شما از اسلام مدرن صحبت می کنید، آیا انشعابی در اسلام به وجود آمدده است؟ آیا مثل بهایت تلاشی برای آن شده است؟ اگر چنین اتفاقی افتاده است، پس چرا هیچ فراخوانی از یک جایی از دنیا نشنیده ایم ؟ و دوما، آیا شما فکر می کنید با ،،مسلمانهای فمینیست،،  و یا تحقیقات دانشگاهی می خواهید این قدرت سیاه  اسلام سیاسی را به زیر بکشید؟ گفتم به نظر من غیره ممکن است. 300 سال قبل کلیسای که آدمها را تحت عنوان جادوگر و کافر یا بی دین می سوزاندند، انسانهای آزاذیخواه، آتئیست و غیره با مبارزات خود کلیسا را به زیر کشیدند و دست کلیسا را از جامعه کوتاه کردند و مذهب از دولت جدا شد و مردم ازدست این بختک نجات پیدا کردند. به نظرم باید همین کار را با اسلام سیاسی کرد و به زیرش کشاند و آن موقع است که همه از دست این قدرت سیاه خلاص خواهیم شد و مذهب امر خصوصی افراد خواهد شد.او در جواب به این سوال بر مدرن کردن اسلام و یا فسخ کردن بعضی قوانین اسلامی تاکید داشت و در خیلی موارد در جواب به حضار چنین اظهار می کرد که برداشتها از اسلام و قوانین اسلامی متفاوت است .

سولهای بعدی که  داشتم در مورد حقوق فردی  بود.1- سکس بدون مجوز مذهب  یک گناه کبیره است جواب شما به این قانون مذهبی چیست؟ و چگونه قرار است در قوانین مدرنی که مد نظرتان هست بگنجانید؟ 2- در مورد حقوق کودک به عنوان یک فرد که در جامعه صاحب حق است چگونه فکر می کنید؟ ما، نهاد کودکان مقدمند می گوئیم که حجاب برای کودک، ختنه کودکان و مدارس مذهبی برای کودکان باید ممنوع شود! نظر شما در این مورد چیست؟ محمد فاضل هاشمی در مورد مدارس مذهبی گفت که این مسئله سیاسی است و به دولتها بر می گردد و جواب سوالهای دیگر را نداد و یا جوابی برای این سوالهای نداشت و یا نمی خواست جواب بدهد. عجله داشت و رفت، که قطار را از داست ندهد.

مادلین در جواب به سوالاتی که مطرح کردم خیلی محتاط بود و می گفت مسئول جواب دادن به این سوالات دولت و احزاب است.

به نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی خوش آمدید